عمر بن سعد بن ابي وقاص و مختار بن ابو عبيده ي ثقفي كيستند؟
 
عمر پسر سعد بن ابی وقاص زهری مدنی، امیر و فرمانده ی سربازان عبیدالله بن زیاد کوفی. عبیدالله او را به همراه 4000 تن از سربازان خود به نبرد با دیالمه فرستاده و امارت شهر ری را به او وعده داد. اما هنگامیکه خبر حرکت حسین بن علی، به سوی کوفه به گوش عبیدالله رسید، دستور بازگشت عمر بن سعد را صادر کرده و به او و لشگریان وی دستور جنگ با حسین بن علی و همراهان او را داد. عمر بن سعد از سمت خود استعفا داده و از پذیرش نبرد با حسین سرباز زد، اما هنگامیکه با تهدید عبیدالله مواجه شد، ناچار اطاعت کرده و در معرکه ی نبرد در کربلا حاضر شد. عمر بن سعد ابی وقاص به زندگی خود ادامه داد تا اینکه مختار بن ابی عبید ثقفی، خوانخواهی حسین بن علی برخاسته و عاملان شهادت حسین و همراهان وی را به قتل رسانید. الاعلام زرکلی 47/5

مختار بن ابی عبید بن مسعود ثقفی، کنیه اش ابو اسحاق و یکی از کسانی است که به خونخواهی حضرت حسین رضی الله عنه بر علیه بنی امیه قیام کرده است. وی اصالتاً اهل طائف بوده و در زمان خلافت عمر رضی الله عنه به مدینه به اتفاق پدرش مهاجرت کرده است. سپس در زمان خلافت حضرت عثمان رضی الله عنه به عراق رفته و در بسیاری از میادین همراه حضرت علی رضی الله عنه بوده است. به سال 61 هجری قمری هنگامیکه حضرت حسین رضی الله عنه به شهادت رسید، از عبیدالله بن زیاد امیر بصره کناره گرفت و بدین سبب به زندان و حبس گرفتار شد. اما به میانجیگری و وساطت حضرت عبد الله بن عمر رضی الله عنهما که شوهر خواهر وی بود از زندان آزاد شده و به طائف تبعید گردید. هنگامیکه یزید بن معاویه به سال 64 هجری قمری فوت کرد عبدالله بن زبیر در مدینه منوره ادعای حکومت کرده و مکه و مدینه را به تصرف خود در آورد. مختار نیز به همراهی عبدالله بن زبیر به سوی وی شتافته و در بسیاری از مراحل وی را همراهی نمود. چندی بعد مختار از عبدالله بن زبیر اجازت خواسته و راهی کوفه شد. او میخواست مردم کوفه را به سوی خود خوانده و همه را تحت یک هدف جمع نماید. مهمترین دلیلی که بخاطر آن دست به چنین حرکتی زده بود خونخواهی حضرت حسین رضی الله عنه و انتقام از قاتلین آنحضرت بود. او میخواست تمامی کسانیکه در شهادت آنحضرت دست داشتند به قتل برساند. بدین منظور 17 هزار نفر را در خفاء جمع آوری کرده و بر والی کوفه «عبدالله بن مطیع» شورید و بر کوفه و موصل تسلط یافت. سپس به دنبال قاتلین حضرت حسین رضی الله عنه گشته و یکی یکی آنها را به قتل رسانید. از آن جمله «شمر بن ذی الجوشن» قاتل حضرت حسین رضی الله عنه، «خولی بن یزید» حامل رأس مبارک آنحضرت به سوی کوفه، «عمر بن سعد بن ابی وقاص» فرمانده لشکر سپاهیان یزید در جنگ کربلا.


شایع است که مختار ادعای پیامبری کرده و وحی از سوی پروردگار به ایشان نازل میشود. برخی نیز معتقد بودند الهاماتی از سوی پروردگار به ایشان شده و سخنان حکیمانه و پند آموزی از سوی ذات اقدس الهی دریافت میکند. اما به نظر میرسد این شایعات از اختراعات اصحاب قصص بوده و هیچگونه پایه و اساس مستدلّی نداشته باشد. هنگامیکه عبدالله بن زبیر بخاطر عدم بیعت محمد بن حنفیه و عبدالله بن عباس با وی، آنها را تحت فشار قرار داد و عرصه را بر ایشان تنگ نمود، مختار جهت خلاصی آنها و آزاد کردن آن دو از دست عبدالله بن زبیر، به سوی مکه لشکری ارسال کرده و پس از جنگ و خونریزی، آن دو را از دست عبدالله بن زبیر نجات داد و خود به سوی کوفه مراجعت نمود. مصعب بن زبیر (برادر عبدالله بن زبیر) که از سوی حاکم مکه به امارت بصره انتخاب شده بود، در پی قتل مختار برآمده و مبارزات متعددی با مختار نمود. آخر الامر مختار را در قصر کوفه محاصره کرده و سپس مختار و همه ی کسانی را که با وی بودند به قتل رسانید. مختار به مدت 16 ماه حکومت کوفه را به دست گرفته بود. در «الاصابه» آورده است: از اتفاقات غریب و نادری که در آن زمان اتفاق افتاد این است که نزد «عبیدالله بن زیاد» رأس مبارک حضرت حسین رضی الله عنه را حاضر کرده و نزد «مختار» رأس عبیدالله بن زیاد را آورده اند. سپس نزد «مصعب بن زبیر» رأس مختار را حاضر کرده و نزد «عبدالملک بن مروان» رأس مصعب را حاضر کرده اند. الاعلام الزرکلی 7/192 .
 
سایت منبع عرفان آباد www.erfanabad.org