میراث گرانبها

 

از ابوهریره رضی الله عنه روایت شده است که یک روز در بازار می گذشت در جای بلندی ایستاد و با فریاد بلندی خطاب به بازاریان گفت:

 

  چه چیزی شما را عاجز کرده است؟

  گفتند چرا؟ برای چه عاجزیم 

  ابا هریرة، گفت: برای اینکه آنجا میراث محمد صلی الله علیه و سلم را تقسیم می کنند ولی شما را اینجا می بینیم و نتوانسته اید بروید سهم خود را بگیرید،

 

  گفتند: کجاست تا ما نیز برویم،

  گفت: در مسجد تمام بازاریان در أسرع وقت خود را به مسجد رسانیدند و ابوهریرة در جای خود ایستاد تا دوباره همه از مسجد خارج شدند و به بازار برگشتند به آنها گفت چه چیزی به شما دادند؟ 


همه گفتند: ما به مسجد رفتیم ولی چیزی را در آن ندیدیم تا تقسیم کنند یا اباهریره.

  گفت: مگر کسی را آنجا ندیدید؟

  گفتند: بلی گروهی را دیدیم نماز می خواندند و گروهی قرآن و گروهی دیگر حلال و حرام را از هم جدا می کردند

  ابوهریرة به آنها گفت: وای بر حال شما: میراث محمّد صلی الله علیه و سلم غیر از اینها چیزی دیگر نیست، امّا افسوس شما نمی دانید.

حکایت های حکمت آمیز ص 52