بسم الله الرحمن الرحیم



سخنرانی مرحوم مولانا شهید شیخ محمد ضیائی (ره)

در مورد جنگ جمل
با اندکی تغییر و تلخیص
اصول عقیدتی اهل سنت بر اینست که علل اصلی آن اختلافها برای ما روشن نیست، ما بزرگان اصحاب را شاگردان مکتب رسالت می دانیم و به هیچ وجه به خود اجازه نمی دهیم که بگوئیم فلانیها محکومند و فلانیها حاکم. چون شهادت داده که آنها همه اهل بهشتند و همه اهل خیر و ثواب بودند.

روایتی که از محمد بن ادریس شافعی معروف است این است:
(تلک الدماء طهر الله منها سیوفنا فلنطهر منها السنتنا)
اینها خونهائی است که پاک کرد خداوند از آن شمشیرهای مارا پس پاک می داریم زبانمان را (از این موارد). یعنی در قتل و کشتار داخلی که با قتل و کشتار حضرت عثمان شروع شد و تقریبا با قتل و شهادت حضرت حسین پایان یافت این مدت تاریک ترین و تأسف انگیزترین دوران تاریخ درخشان اسلام است.

اهل سنت آنچه مربوط به صحابه می باشد مورد بحث قرار نمی دهند، به این دلیل که قرآن گواهی داده است که همه اهل خیر و صلاح و تقوی بوده اند.

حوادث آن فتنه ها یکصد سال بعد از واقع شدنشان نوشته شده هیچ امکان تحقیق نیست، غیر ممکن است کسی بتواند تحقیق کند، ظالم که بوده مظلوم که بوده است.

چون حوادثی که بعد از صد سال بررسی می شود چطور می شود دانست چه کسی حاکم و چه کسی محکوم. حوادثی در جهان صورت گرفته که لحظه وقوعش فیلم برداری شده و رسانه های گروهی زنده جزئیاتش را یاد داشت کرده، با وجود آن وقتی که به محک تحقیق گذاشته شده حقوقدانان برجسته گفته اند که علل اصلی نامعلوم است.

این در مورد حوادثی است که لحظه به لحظه گزارش از آنها تهیه شده است تا چه رسد به حوادثی که در سال 35 هجری واقع شده و در سال 200 هجری نوشته شده، چند سال فاصله دارد چون قدیمی ترین تاریخ که به شکل جزوه نوشته شده، در اواخر قرن دوم هجری نوشته شده است بقیه در قرن سوم نوشته شده.

کلیه مورخان اسلامی از علمای قرن سوم و چهارم هستند یعنی در قرن اول بطور کلی تاریخی نبوده و قرآن و حدیث نوشته شده است، حالا فرض می کنیم یک مورخی از پدرش جزوه هائی به ارث برده با توجه به این دو اصل اشکال ندارد که بدانیم که خلاصه مطالب چه می شود:

تا سال 30 هجری یعنی گذشت پنج سال از خلافت عثمان ذی النورین اوضاع مسلمین خیلی آرام بود و اسلام در حال پیشرفت و سربلندی در جامعه بود، کشور اسلامی خیلی وسیع شده بود از ابتدای آذربایجان تا انتهای سودان، الجزایر، قبرس تا جوار قفقاز گسترده شده بود، اداره این مملکت با وسائل ابتدائی بدون اداره اطلاعات و بدون پلیس مخفی خیلی مشکل است، طبیعی بود که حوادثی بروز می کند، این یک علت.

اما علت دوم: ملل مختلفی بعد از اینکه پدرها و برادرها و عموهایشان را از دست دادند به اجبار مسلمان شدند، مثلا ملت ایران با تمام معنا جنگید و در جنگهای نهاوند، قادسیه، جلولا، حداقل 300 هزار جوان ایرانی کشته شده بودند.

فرزندان اینها قرآن می خواندند، نماز هم می خواندند، بعضی ها حافظ قرآن بودند و لیکن آیا می توانستند خون پدرانشان را فراموش کنند. آنها مسلمان بودند اما عثمانها، طلحه ها علی ها را قاتلان پدران خود می دانستند چه خوش گفت فردوسی:

پدر کشتی و تخم کین کاشتی
پدر کشته را کی شود آشتی



ادامه دارد...